راهنمای کامل گروه بندی ساختمان ها بر اساس مبحث دوم مقررات ملی
- آزمایشگاه بتن
- 1404/11/24
- 30 بهمن 1404

فهرست مطالب
Toggleمبحث دوم مقررات ملی ساختمان با هدف تعیین حدود صلاحیت حرفهای و ساماندهی نحوه اشتغال عوامل فنی در حوزه ساختوساز تدوین شده و در این چارچوب، گروه بندی ساختمان ها را بهعنوان مبنایی برای تناسب سطح تخصص با پیچیدگی پروژهها معرفی میکند. گروه بندی ساختمان ها در آیین نامه بر اساس میزان پیچیدگی عوامل فنی و حجم کار انجام میشود و نقش تعیینکنندهای در مشخص شدن حدود صلاحیت مهندسان دارای پروانه اشتغال به کار، کاردانها، دیپلمههای فنی و معماران تجربی دارد. بر این اساس، فعالیتهای مهندسی ساختمان به چهار گروه «الف»، «ب»، «ج»
جدول گروه ساختمانی نظام مهندسی
مبنای گروه بندی ساختمان ها در مبحث دوم مقررات ملی ساختمان
گروه بندی ساختمان ها در آیین نامه مبحث دوم مقررات ملی ساختمان بر اساس میزان پیچیدگی عوامل فنی و حجم کار مورد نیاز در مراحل طراحی، نظارت و اجرای ساختمان انجام میشود. منظور از این پیچیدگی، سطح خدمات مهندسی مؤثر در احداث ساختمان با در نظر گرفتن شیوههای ساختمانی متعارف و معمول کشور است؛ شیوههایی که شامل ساختمانهای با سازههای بنایی، اسکلت فلزی یا بتنآرمه و یا سازه پیش ساخته میباشد. طبق مبحث دوم مقررات ملی ساختمان، پیچیدگی و حجم کار ساختمانها ارتباط مستقیم با دخالت فنی رشتههای مهندسی ساختمان دارد و در نهایت سه عامل اصلی سطح زیربنا، تعداد طبقات و نوع کاربری را بهعنوان معیارهای تعیینکننده در گروه بندی ساختمان ها معرفی کرده است. این معیارها مبنای تقسیم ساختمانها به گروههای مختلف بوده و نقش کلیدی در تعیین حدود صلاحیت مهندسان، مجریان و ناظران پروژههای ساختمانی ایفا میکنند.
سطح زیربنا
در گروه بندی ساختمان ها در آیین نامه مبحث دوم مقررات ملی ساختمان، سطح زیربنا یکی از معیارهای اصلی تعیینکننده گروه ساختمان محسوب میشود، زیرا افزایش زیربنا بهطور مستقیم موجب افزایش حجم کار و پیچیدگی خدمات مهندسی در مراحل طراحی، نظارت و اجرا میگردد. مطابق با بند 18-1-1 مبحث دوم، ساختمانها از نظر سطح زیربنا بهصورت پلکانی در چهار گروه طبقهبندی شدهاند:
ساختمانهای با زیربنای تا ۶۰۰ مترمربع در گروه «الف»، از ۶۰۱ تا ۲۰۰۰ مترمربع در گروه «ب»، از ۲۰۰۱ تا ۵۰۰۰ مترمربع در گروه «ج» و ساختمانهای با زیربنای بیش از ۵۰۰۰ مترمربع در گروه «د» قرار میگیرند. این تقسیمبندی مبنای تعیین حدود صلاحیت مهندسان و سایر عوامل فنی پروژه بوده و رعایت دقیق آن برای انتخاب صحیح طراح، ناظر و مجری ساختمان الزامی است.
تعداد طبقات
در گروه بندی ساختمان ها در آیین نامه مبحث دوم مقررات ملی ساختمان، تعداد طبقات ساختمان بهعنوان یکی از شاخصهای اصلی سنجش پیچیدگی پروژه و حجم کار خدمات مهندسی در نظر گرفته شده است، زیرا افزایش تعداد طبقات موجب سختتر شدن اجرای پروژه، افزایش ریسک کار در ارتفاع، استفاده از ماشینآلات پیشرفتهتر و افزایش حساسیتهای سازهای میشود.
مطابق بند 18-1-2 مبحث دوم، ساختمانها از نظر تعداد طبقات بهگونهای تقسیمبندی شدهاند که ساختمانهای ۱ و ۲ طبقه روی شالوده در گروه «الف»، ساختمانهای ۳، ۴ و ۵ طبقه روی شالوده در گروه «ب»، ساختمانهای ۶ لغایت ۱۰ طبقه روی شالوده در گروه «ج» و ساختمانهای بیش از ۱۰ طبقه روی شالوده در گروه «د» قرار میگیرند.
نوع کاربری
گروه بندی ساختمان ها بر اساس حیطه عملکرد کاربریها در قالب تقسیمات توزیع خدمات شهری میباشد؛ بر همین اساس، کاربری ساختمانها معمولاً در قالب چهار حیطه عملکردی تعریف میشوند: محله (برزن)، ناحیه، منطقه و شهر. این رویکرد باعث میشود کاربری از نظر اثرگذاری، جمعیتِ استفادهکننده، رفتوآمد، الزامات ایمنی و پیچیدگی بهرهبرداری، قابل مقایسه و طبقهبندی باشد. مبنای این تقسیمات عموماً همان پیشنهادهای طبقهبندی خدمات شهری (از جمله ساختمانهای مشمول ماده ۱۰۰ قانون شهرداریها) است و همچنین از طریق اسناد و مصوبات شهری (طرحهای جامع، هادی و تفصیلی) و در مواردی مصوبات سازمانهای متولی کاربریها (مثل نوسازی و توسعه شهری، آموزشوپرورش، بهداشت و…) قابل تشخیص و تطبیق است. طبق بند 18-1-3 مبحث دوم مقررات ملی داریم:
- گروه «الف» (حیطه محله/برزن): کاربریهایی که عملکردشان در یک محدوده کوچک و محلی تعریف میشود؛ مثل واحدهای مسکونی، واحدهای تجاری کوچک، مدارس ابتدایی، کلینیکهای کوچک، کودکستانها، کارگاهها و موارد مشابه.
- گروه «ب» (حیطه ناحیه): کاربریهایی با حوزه خدمتدهی وسیعتر از محله، در سطح ناحیه؛ مثل شعبات فرعی بانکها، مدارس متوسطه، درمانگاهها، خوابگاهها، سالنهای ورزشی ساده و موارد مشابه.
- گروه «ج» (حیطه منطقه): کاربریهایی که در مقیاس منطقه خدمت میدهند یا جمعیت و عملکرد گستردهتری دارند؛ مثل فروشگاههای بزرگ، بیمارستانها، مراکز فرهنگی، ایستگاههای فرعی مترو، ساختمانهای پست، پلیس، آتشنشانی، شعب اصلی بانکها، مهمانپذیرها و هتلهای کوچک و موارد مشابه.
- گروه «د» (حیطه شهری): کاربریهایی با اثرگذاری در سطح شهر یا فراتر از آن؛ مثل فرودگاهها، استادیومها، دانشگاهها، مراکز اصلی مخابرات، مراکز تحقیقاتی، ایستگاههای اصلی مترو و پایانههای مسافربری، هتلهای بزرگ و موارد مشابه.
بر اساس مبحث دوم مقررات ملی ساختمان، هر یک از سه عامل سطح زیربنا، تعداد طبقات و نوع کاربری میتوانند بهتنهایی گروه ساختمان را برای ارائه خدمات مهندسی توسط مهندسان حقیقی در پایههای مختلف تعیین کنند. در خصوص ارائه خدمات مهندسی ساختمان توسط اشخاص حقوقی، ملاک تعیین گروه ساختمان برای خدمات مهندسی، دو عامل تعداد طبقات و نوع کاربری ساختمان خواهد بود.
اهمیت گروه بندی ساختمان
گروه بندی ساختمان ها بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی مدیریت فنی ساختوساز شناخته میشود. اهمیت گروه بندی ساختمان ها در این است که با طبقهبندی پروژهها بر اساس سطح زیربنا، تعداد طبقات و نوع کاربری، امکان تعیین صحیح حدود صلاحیت مهندسان طراح، ناظر و مجری فراهم میشود و از ورود افراد فاقد صلاحیت متناسب با پیچیدگی پروژه جلوگیری میگردد. این سازوکار علاوه بر ارتقای ایمنی و کیفیت ساخت، نقش مؤثری در کاهش ریسکهای فنی، اجرایی و حقوقی پروژههای ساختمانی داشته و به اجرای صحیح مقررات ملی ساختمان و انطباق فرآیند ساخت با ضوابط مقررات ملی کمک میکند.
گروه بندی ساختمان ها در مبحث دوم مقررات ملی ساختمان بر پایهی میزان پیچیدگی عوامل فنی و حجم کار خدمات مهندسی انجام میشود و سه معیار اصلی برای تعیین گروه ساختمان معرفی شده است: سطح زیربنا، تعداد طبقات روی شالوده و نوع کاربری. در عمل، گروه ساختمان با درنظرگرفتن این سه شاخص تعیین میشود.
مهندس پایه سه طراحی بر اساس مبحث دوم مقررات ملی ساختمان، مجاز به طراحی ساختمانهای گروه «الف» است که شامل ساختمانهایی با سطح زیربنای حداکثر ۶۰۰ مترمربع و پیچیدگی فنی محدود میشود.